اولین برف
امروز صبح که به عادت هر روز از شدت درد ساعت 6 صبح شروع کردم به قدم زدن تا کمی اروم شم پرده رو که کنار زدم دیدم که برف به شدت می باره . اون موقع صبح هوا روشن تاریکه و نورای رنگی زیر پل با حیاط خلوت و درختای پوشیده از برف و استخر اروم هتل زیر برف منظره خیلی قشنگی رو درست کرده بودند که اگه دوباره تکرار شد عکسشو می گیرم و برات میذارم .کلا شبای برفی رو خیلی دوست دارم اما نمی دونم چرا یک کمی هم می ترسم .خوشحالم از این که زمستون به دنیا می یای البته دوست داشتم دیماه متولد شی که نشد اما امیدوارم اون روز هم برف بیاد یک برف خوشگل با دونه های درشت یک شب و روز رویایی و سفید برفی ...
نویسنده :
نیرا
15:28
تخت نی نی
نی نی ملوس , بعد از 10 روز تاخیر در تحویل تخت وکمدت بالاخره دیروز قرار بود که اونها رو تحویل بدن اما باز هم ندادن حتی تا اخر شب هم منتظر بودم موند واسه امروز صبح که باز هم ندادن تا ظهر که بالاخره اومدن اما خوشحالی من زیاد طول نکشید چون تختت خیلی خیلی بزرگ بود و از در تو نیومد و قرار شد ببرند و دوباره قطعاتشو پیچ مهره ای کنند تا ما باشیم دیگه از روی ژورنال سفارش ندیم خلاصه نشد که امروز هم اتاقت حاضرشه ومن خیلی غمگینم فقط خدا کنه خراب از اب در نیاد که دیگه اونوقت حسابی کلافه و عصبانی و ناراحت و...... میشم. اما خبر خوب این که خیلی از عکسها ی وسایلتو اپلود کردم ایرادای وبلاگتو برطرف کردم وسایلی...
نویسنده :
نیرا
19:18
هفته سی ودوم
این هم از هفته سی ودوم یعنی ماه هشتم. به امید سلامتی و روزای خوش ...
نویسنده :
نیرا
23:36
باز هم قالب جدید
وای که خودمم کلافه شدم از دست قالب وبلاگت .چند روزه از صبح تا شب پشت کامپیوترم تا تونستم تقریبا اون چیزی رو که مدتها می خواستم بسازم هر چند که به نظرم هنوز یک خورده ریزه کاریهایی داره ولی خوب قسمت سختش گذشت الان هم از زور خستگی دارم پس می افتم خداکنه دیگه هوس نکنم عوضش کنم . ...
نویسنده :
نیرا
0:37
حرکت جدید
نی نی ناز دیشب متوجه یک حرکت جدید شدم البته شاید زودتر از اینها هم شروع شده باشه ولی به هر حال من دیشب دیدم.شکمم کاملا موج می خورد راستش اول یک خورده شوکه شدم چون تا حالا فقط دیده بودم که یک گوشه ازشکمم بپره و بعد هم کلی خندیدم به بابات هم نشون ندادم تا دلش بسوزه این چیزا فقط مال نی نی و مامانشه مگه نه ...
نویسنده :
نیرا
10:07
اخ نی نی
اخ نی نی که لگدات از امروز درد ناک شده نه که بگی ناراحت می شم نه عزیزم فقط نگرانم نکنه جات خوب نباشه می دونم که یک روز واسه همین روزا خیلی دلم تنگ می شه شاید باور نکنی ازهمین الان دلتنگ این روزهام .هر چند که تو بیای خیلی خیلی خوبه اما این روزها هم یک حال و هوای دیگه ای داره ...
نویسنده :
نیرا
18:46
هفته سی و یکم
به هفته سی ویکم رسیدیم ولی یک جورایی سر در گمم نمی دونم خوشحالم که دارم به روز دیدار نزدیک می شم یا ناراحت از گذشتن این روزهای شیرین. ...
نویسنده :
نیرا
10:56
سلام عزیزم
یک چند روزی می شه که برات چیزی ننوشتم غافل از این که روزهای شیرین دارن به سرعت تموم می شن و دیگه تکرار نمی شن روزهای خوبی که من و تو بیشتر از هر زمان دیگه ای به هم نزدیکیم تو این روز ها تو فقط مال منی و من تنها پناه و جایگاه تو نمی دو نی چقدر لذت بخشه حس کردن ضربات دست و پای کوچولوی تو تکون خوردنات وقتی دستمو روی شکمم می ذارم لگد زدنهات.دلم نمی خواد زیاد جلو جلو برم وبه بزرگ شدنت فکر کنم دلم می خواد همراه با زمان پیش برم و لحظه لحظهتو درک کنم حتی سختی ها و در دهای این دوره هم یک جورایی خوبه تنها چیزی که منو ازار می ده دیدن گهگاه لکه هایی به رنگ بدرنگ خونه تعجب می کنم که یک زمانی باعث ارامش فکرم می شد که خوبه حامله نیستم ولی الان کابوسم شده ...
نویسنده :
نیرا
17:03
عکس از وسائل نی نی
دو سه روزی می شه که دارم کارامو جمع و جور می کنم چون دیگه واقعا دارم معنی سنگین شدن رو در ک می کنم و می ترسم اگه یک خورده دیگه امروز فردا کنم دیگه نایی برام نمونه .از عکس گرفتن از وسایلت شروع کردم نمی دونی یک عکاسی ساده چطور نفسمو بند می یاره ولی خوبه خوبه خیلی هم خوبه خیلی کیف داره وسائلتو بالا پایین کردن و ازشون عکس گرفتن خلاصه خوب سرگرمیی برام در ست شده فقط امیدوارم بتونم همه چیز رو به موقع تموم کنم ...
نویسنده :
نیرا
16:58


